X
تبلیغات
یوگای وحدت - یوگا

انواع یوگا


 برای رسیدن به وحدت ، وصل شدن و یکی شدن با آگاهی پیوسته به تعداد نفوس

راه هست ، طی این طریق در بیرون از وجود نیست بلکه هر فردی این قابلیّت و

توانمندی را دارد که مسافر دیار خویشتن خویش باشد لیکن هر فردی سلیقه و

ذوقی متفاوت از دیگران دارد . یوگا نیز برای رسیدن فرد به لطیف ترین و درونی ترین

بخش وجودش که جوهره و ذات هر شئی است راه و روشهای متعدّدی برای

استعدادهای متفاوت ارائه کرده که مسلماً همۀ آن روشها برای همۀ افراد نمی

تواند مفید و راه گشا باشد . بنابراین شخص میبایستی طریقی را که هماهنگ با

خلق و خو ، وضع جسمانی و مزاجی و متناسب با اوضاع و شرایط اوست گزینش

کند ، که البتّه و صد البتّه در صورتی که شخص بخواهد زائر دیار عشق خویشتن

خویش شود و پای در راه بگذارد به جهت اینکه هر راهی راهبری دارد ، او نیز

رهنمون خواهد شد .

 

تو پای در راه بنه و هیچ مپرس         خود راه بگویدت که چون باید رفت

 

هر چند که هدف اصلی در سیستم یوگا رسیدن به یکپارچگی و هماهنگی با کلّ

هستی است ، ولی به جهت جامعیّتی که علم یوگا دارد این سیستم دارای

روشهای متفاتی است ، اگر چه اکثر آنها تحت تأثیر دو مکتب شمال و جنوب

هستند  که مکتب جنوب وابسته به تعالیم و آموزشهای عرفا ، سادو ها ، سیداها

و یوگی های ساکن در جنوب هند است و مشخّص ترین نمایندۀ یوگای جنوب هند

(( کریشنام آچاریا ))  معلّم و استاد (( دشیکاچار ))  و ((آینگار )) بود که تأکید بر  

هاتا یوگا و تسلّط همه جانبه بر تن به عنوان ارابۀ روان است . امّا مکتب شمال هند

بیشتر یوگای مراقبه و بر اساس    آموزه های پاتانجلی در یوگا سوترا است . در

مکتب شمال ، سنّتها و سلسله های معنوی بسیاری وجود دارد . یکی از بزرگترین

نمایندگان یوگای شمال هند ، سوامی شیواناندا  بود که مجموعۀ تعالیم او بخش

وسیعی از روشهای یوگا را در بر می گرفت . در حقیقّت کیفیّت عملکرد روشهای

متعدّد یوگا مانند صفحۀ ساعتی است که اعداد از 1 تا 12 هر کدام به مثابۀ یک

روش می باشد و نقطۀ مرکز آن صفحه ، نقطۀ وحدت است . اگر فردی که طالب و

مرید روش X است عدد 1 فرض کنیم و روش Y را عدد 2 فرض کنیم

مسلّماً این دو نفر اگر به جای بحث و جدل ، به آنچه که باور دارند

عمل کنند یعنی در مسیر منتهی به مرکز حرکت کنند ، هر دو به نقطۀ

وحدت خواهند رسید ، البتّه هر کدام از مسیر خودش .



1- کتاب راه یوگا تألیف برزو قادری

2-   Krishnam acharya

3- Deshikachar

4-Iyengar

5-Swami Shivananda

+ نوشته شده توسط علی اصغرشاهرضائی در جمعه 11 شهریور1390 و ساعت 3:8 PM |

شرح مختصر چند نوع یوگا


1- باگتی یوگا : رسیدن به وحدت از طریق محبّت به همنوع و عشق به خداوند.

باگتی یوگا ، یوگای عشق است ، حرکت از راه قلب . در این روش شخص با دوست

داشتن همنوع و داشتن عشق به خدا , به وحدت می رسد . یوگی در این طریق

متوجّه می شود که خودش در همۀ موجودات و همچنین همۀ موجودات در او

هستند . به فرمایش حافظ :

به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست     

عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

در این روش ، پیری ( گورو ) هست و پیروانی . پیر کسی است که به نهایت داشتن

اعتدال در همۀ ابعاد رسیده و پیروان این مشخّصات را در آن پیر یافته و لذا ذهنیّات

خود را کنار گذاشته و پیرو آن پیر می شوند ، در شرق بیشتر این روش متداول

است . ممکن است که شخص از مشهودات درونی خودش به این مسیر برسد ولی

بودن (( پیر )) ضرورت پیدا    می کند که فرد به اوهام نیافتد .

در این طریق یوگی تلاش در نگهداری عشق هستی در قلبش را دارد و این نگرش را

در تمام ابعاد زندگیش تعمیم       می دهد ، لذا از درد و رنج و نا امیدی و ... فاصله

گرفته و در نهایت خودش را وقف خداوند می کند و در یک حالت زیبای رضامندی

زندگی می کند که مسلّماً رسیدن به حالت مذکور بس دشوار خواهد بود . یوگی در این طریق

تمام عشق وجودش را متوجّه و معطوف به خداوندی می کند که اینجا ، آنجا و همه

جا و در همه کس هست .

چه بسا در اوایل این مسیر عاشق و معشوق که بیانگر هویّتی دو گانه است مطرح

باشد ولی به یقین در ادامۀ طریق ، به شرط صدق دل آنچه متجّلی خواهد گشت

همانی است که در ازل بوده و آن نیست جز (( عشق )) .

 

2- هاتا یوگا : هدف در هاتا یوگا رسیدن به وحدت است از طریق سالم نگاه داشتن خانۀ روح ، یعنی بدن .            در هاتا یوگا هر دو معنای لغوی یوگا که یکی

پیوند و دیگری یوغ ( یوگ ) است مدّ نظر می باشد و سعی بر شناخت دو نیروی

متضّاد مثبت و منفی و هماهنگ کردن و به اعتدال در آوردن آنها که همان پیوند

(Joining ) است و هم کنترل و به زیر یوغ درآوردنشان و در دست خود گرفتن

افسار آنها دنبال می شود .  (( ها )) به معنی خورشید و (( تا )) به معنی ماه

است . هاتا یوگا یوگایی است که به وسیلۀ اتّحاد بین اضداد پدید می آید . همچنین

هاتا یوگا به عنوان یوگای قوی ترجمه می شود زیرا اینطور به نظر می آید که

مستلزم تمرینات فیزیکی بیشتری نسبت به سایر انواع یوگا است . قطعاً   هاتا یوگا

، یوگایی است که در غرب به دلیل تعریف بسیار از آن بیشتر شناخته شده است .

مطابق عقاید هندیها هاتایوگا یکی از چهار شیوۀ تانترا یوگا است . هاتا یوگا بر تمرکز

روی تمرین حالتها ( آساناها ) و کنترل تنفّس ( پرانایاما ) برای جاری شدن بهتر

انرژی حیاتی در نادی های بدن لطیف تأکید دارد و بیشتر متمرکز بر مراحل سوّم و

چهارم ، از هشت مرحلۀ آشتانگا یوگا است . مضافاً اینکه هدف آن حذف موانع برای

ساختن مراحل بعدی یعنی ، پراتی آهارا ( حذف حواس ) دهارنا ( تمرکز ) دهیانا (

تعمّق یا مدیتیشن ) و سامادهی ( تعادل ) است .

هاتا یوگا روش خوبی برای آغاز طریقت یوگا است و مهم است که درک کنیم اگر از

دو مرحلۀ اوّل آشتانگا یوگا غفلت شود ( یاما نیاما) هاتا یوگا نتیجۀ دلخواه را به

دنبال نخواهد داشت .

در این طریق جسم و جان مانند ساختمان دو طبقه ای هستند که جان بر روی

طبقۀ جسم قرار دارد و میبایست در مسیر  خود شناسی کاری زیر بنایی و اصولی

صورت پذیرد .

در روش هاتا یوگا یادگیری و اجرای صحیح پنج مرحلۀ ذیل جهت رسیدن به تعادل

توصیل شده :

1- شات کارما ( مجموعۀ شش تکنیک پاکسازی بدن )

2- آساناها ( مجموعۀ حرکات بدنی )

3- پرانایاما ( تمرینات تنفّسی )

4- باندا ( در راستای متمرکز ساختن انرژی حیاتی در مناطق خاص بدن )

5- مودرا ( تمریناتی که بدن ، تنفّس و ذهن را به هماهنگی می رساند و باعث درک

عمیقی از بدن انرژیکی می گردد )

آموزه های علمی هاتا یوگا به نردبان می ماند هر که بخواهد به قلمروهای بالاتر راه

خسروانی برسد از آن بالا می رود .

 

3- کارما یوگا : رسیدن به وحدت از کانال کار و عمل ، کار بدون چشم داشت .

رهرو این طریق کسی است که حرکت ( کار و عمل ) برای او خیلی مهم است و

کار را به خاطر مبادله انجام نمی دهد ، بلکه به خاطر عشق به کار ، و در حال انجام

کار ذهنش به ساعت کار و موارد دیگر محاسبه ای انجام نمی دهد و اعتقاد دارد که

نتیجۀ کارش مورد نیاز همه است لذا کار را بدون انتظار ( بی توقّع ) و برای رضای

خدا و با نگرشی بی طرفانه و با هدف تزکیۀ نفس انجام می دهد . البتّه نگرش هر

شخص نسبت به (( کارما )) بستگی به رابطه اش با هدف دارد ، لذا ضرور است

بدانیم که هدف اصلی (( کارما یوگا )) فراهم کردن راههایی برای تزکیۀ ذهن و نفس

است . زندگی در آشرامها ( که مسلماً مکانهایی برای آسایش نیستند بلکه بسیار

متفاوت تر از زندگی در خانه های شخصی به جهت کار و مسئولیّت زیاد ) بر مبنای

کارما یوگا استوار است و آنچه مشهود است اینکه وقتی یوگی متوجّه واقیّت کارما

یوگا شود کیفیّت کارش در هر بعدی افزایش می یابد ( خصوصاً در مراقبه ها ) .

کار از دیدگاه کارما یوگا بر پایۀ تعلّق و وابستگی صورت نمی گیرد بلکه بر پایۀ عدم

تعلّق و مسئولیّت است .

وقتی شما به کاری مشغول نیستید ، افکارتان در پهنۀ گسترده ذهنتان پرسه زده و

خیالپردازی می کند و باعث اتلاف انرژی و تصوّراتی غیر ضروری می شود . اگر هیچ

خواسته ای نداشته باشیم مسلماً هیچ عملی از ما عارض نخواهد شد و لذا هیچ

کارمائی وجود نخواهد داشت ، امّا اگر بشر خواسته هایش را کنار بگذارد رشد ،

پویائی و تکامل روانی او متوقّف خواهد گشت . نگرش کارما یوگا بر این است که

امیال را نباید مهار و محدود کرد بلکه باید به طور مطلق آنها را تحقّق بخشیده یا

اینکه بیهودگی آنها را دریافت ، با محدود کردن امیالتان فرصت عملکرد را می کشید

. طبیعت ، (( کارما )) را به عنوان برنامه ای برای بشر ترتیب داده تا تکامل یابد و

مراحل عمیق تر ذهن و رفتار ها را درک کند و از این طریق به آگاهی روحی برسد

اگر چنین نگرشی را بپذیریم ( یعنی نقش (( کارما )) در تکامل روحی را ) پس از آن

، هرچه انجام بدهیم به همراه احساس لذّت در هر کاری خواهد بود . باور این موارد

نیازمند تعلیم است که این تعلیم از طریق (( کارما )) به ذهن داده می شود .

اگر در جملات کوتاهتری (( کارما )) و (( کارما یوگا )) بیان شود ، جملات ذیل

بازیگری می کنند :

انسانی که موجودیّت خودش را در وجود مستقّل و جدا از چرخۀ هستی می داند ،

هر کاری که به زعم خودش انجام     می دهد یک (( کارما )) شکل می گیرد .

انسانی که خودش را جزئی از کلّ چرخۀ هستی قلمداد می کند و بر مبنای عدم

تعلّق ( وابستگیهای ذهنی ) و مسئولیّت ، عملی را انجام می دهد ( مثل اعمالیکه

سلّولهای متعدّد کبد یا اعضاء دیگر بدن در کیفیّتهای مختلفی به جهت وظایف

متعدّدی که دارند انجام می دهند ) چرخه ای است از (( کارما یوگا )) .

صیّـاد ازل کـه دانــه در دام نــهاد                             صیدی بگرفت و آدمـش نـام نـهاد

هر نیک و بدی که می رود در عالم                           او مـی کند و بـهانه بـر عـام نهاد

                                                                           (( منتسب به خیّام ))

 

هر گفتار ، پندار و کرداری که از غلبۀ پینگالا بر آیدا و یا بر عکس حاصل آید کارمایی

شکل می گیرد و هر گفتار ، پندار و کرداری که منبعث از سوشومنا ( آگاهی خالی

از آگاهی ) صورت گیرد کارما یوگا نامیده می شود .

 

4- مانترا یوگا : رسیدن به وحدت از طریق تکرار یا ارتعاش اصوات روحانی و

نامهای خداوند .

مانترا صوتی از یک قدرت عظیم است که پرتو جو آنرا از پرتو بخش دریافت و مثل یک

بذر در درونش می کارد و با تکرار آن ذکر ( مانترا ) ذهنش را از قوالب محدود آگاهی

خارج و در مسیر پویائی و رشد قرار می دهد .

بیان مانترا به تناسب اوضاع و شرایط پرتو جو می تواند به طور شفاهی یا ذهنی

صورت گیرد  . واضح است که در بیان (( ذکر )) امر مهم یک سو سازی اندیشه

حاصل می گردد که باعث پیشگیری از هرز رفتن انرژیهای حیاتی و رفع تنشهای

عضلانی و عصبی و رهایی ذهن می گردد . این تکنیک ( بیان ذکر ) یکی از قدیمترین

روشهای رهائی است که در سیر دادن آگاهی به بحر عمیق وجود ، انسان را کمک

می کند . این شیوۀ رهایی نه فقط در یوگا بلکه در مکاتب معنوی سراسر جهان رایج

و مرسوم است .

شایان توجّه است که جز " گورو " کسی واقف به حقیقّت ذکر و دادن آن به سالک (

پرتو جو ) نیست .

 

5- کریا یوگا : رسیدن به وحدت وجود از طریق پاکسازی که منجر به خلوص و

آرامش می گردد .

واژۀ کریا به معنای فعالیّت یا حرکت است . آنچه که در سیستم علمی و عملی

یوگا جایگاه مهّمی دارد " تمرکز " است که آنرا می توان بدینگونه تعریف کرد : تمرکز

یعنی کانونی کردن ذهن بر روی یک سوژه داخلی یا خارجی ، که امری است مهم و

بسیار مشکل زیرا ذهن عادت کرده که هر لحظه از موضوعی به موضوع دیگر بپرد .

یکی از فاکتورهای مهمّی که به تمرکز ذهن کمک می کند وانهادگی کامل آن است

. کریا یوگا سیستمی است که با اجرای تمرینهای منظّم آن ، ذهن به وانهادگی می

رسد ، وقتی که انسان کاملاً وانهاده باشد در عمق نا خودآگاه قرار می گیرد . در

کریا یوگا تلاش بر این نیست که ذهن را به درون یا به یک نقطه درون کشید ، بلکه

تلاش برای حرکت در جهت مخالف صورت می گیرد یعنی آگاهی را از ریشه از یک

نقطه به نقطۀ دیگر حرکت می دهد . از دیدگاه کریا یوگا حفظ سلامت بدن بسیار

مهم است ، لذا هاتا یوگا را مقدّمه ای برای راحت انجام دادن تمرینات کریا یوگا می

دانند . ریشۀ کریا یوگا که به ازمنۀ قدیم بر می گردد دارای اصولی علمی و تجربی

است که در متون تانتریک ثبت شده و تعداد آنها حدود هفتاد کریا است که فقط

بیست کریا به صورت آشکار نزد یوگی قرار دارد . البتّه کریا یوگا به طور سنّتی

همیشه محرمانه بوده است و آموزش آن سینه به سینه صورت گرفته . در کریا یوگا

هیچ گاه از سالک درخواست تمرکز نمی شود بلکه توصیه می شود تمرین را انجام

دهد .    کریا یوگا تکنیکی است برای بیرون کشیدن علل نا آرامیها از مرداب ذهن و

جایگزین کردن آرامش در آن .


در تمرینات سادۀ کریا یوگا ، تکنیکهایی از قبیل : بستی ، نتی ، دهوتی ، نولی ،

تراتاکا و ... اعمال می گردد ، ( همچنانکه اشاره شد شخص باید با هاتا یوگا آشنا

باشد ) و در تمرینات پیشرفتۀ آن ، مغناطیسه کردن ستون فقرات و در نهایت یکی

کردن دو قطب آن مطرح است که با ادغام کردن تنفّس درون رونده در بیرون رونده و

بیرون رونده در درون رونده و نهایتاً خنثی کردن آنها در یکدیگر ، این امر بسیار مهم و

مشکل عملی می گردد ، به عبارت دیگر رو در رو قرار دادن دم و بازدم با پرانا و آپانا .

در ادامۀ این کار که سالها طول می کشد تنفّس به خودی خود می ایستد( ایست

خود به خودی = کوِال کومباهاک )  . زمانی که ایست خود به خودیِ تنفّس عارض

می گردد ، تمامی حالات سامادهی در شخص به وجود می آید . 

+ نوشته شده توسط علی اصغرشاهرضائی در پنجشنبه 10 شهریور1390 و ساعت 3:17 PM |

آشتانگا یوگا و هشت مرحله آن


آنچه که به عنوان اوّلین , دقیق ترین , روشنترین و علمی ترین متن از یوگا در دسترس می باشد  "یوگا سوتراهای پاتانجلی" است . روشی که این فرزانۀ خردمند برای یوگا انتخاب کرد به نام یوگای پاتانجلی معروف شد که همیشه مورد توجّه متخصّصین بوده .

سیستم علمی - عملی یوگای پاتانجلی دارای هشت مرحله است که آشتانگا یوگا نامیده می شود . در اشاره به اهداف یوگا آنچه جان کلام است رسیدن به آگاهی یکپارچه می باشد که در این روش , از طریق کنترل , انضباط و پرورش تن و روان حاصل می گردد . این روش برای فرد , نظم را به ارمغان می آورد که خاصیّت عامل وجود اعتدال در زندگی است و پس از گذر از هفت وادی به مرحله آخر که سامادهی ( فنا ) است می رسد .

 

مراحل هشتگانۀ آشتانگا یوگا

 

1- یاما 2- نیاما 3- آسانا 4- پرانایاما 5- پراتی آهارا 6- دهارانا 7- دهیانا 8- سامادهی

که مراحل اوّل و دوّم ، هفتم و هشتم مطالب و مواردی نیست که در قالب الفاظ بتوان به فردی منتقل کرد . آنچه ضرور موفّقیّت در این مراحل است ، طلب ، خلوص ، عشق و تسلیم است . می توان گفت که مراحل سوّم تا ششم بوجود آوردنده حرفه و شغل هم می تواند باشد . شخص می تواند آنها را یاد گرفته و به دیگری منتقل کند ولی دو مرحله اوّل و دو مرحله آخر ، اصول ، مبانی و مفاهیم مکاتب توحیدی را پی ریزی می کنند . لذا معقول و منطقی نیست بر این باور باشیم که این هشت مرحله مختصّ آشتانگا یوگا است بلکه به نحوی مبانی این مراحل در تمامی روشهای یوگا لحاظ شده با این تفاوت که در هر روشی یک یا چند مرحله زیر ذرّه بین رفته که البتّه مراحل اوّل و دوّم همواره شانه به شانه مراحل دیگر مطرح هستند .

شرح مختصر مراحل هشتگانه آشتانگا یوگا

1- یاما : انضباط شخصی ـ پرهیزکاری ـ قوانین زندگی . یاما یعنی داشتن کنترل بر اعمالیکه انرژی حیاتی انسان را به بطالت هزینه می کنند و یا به عبارتی خودداری و پرهیز از عوامل تباه کننده تن و روان . رعایت اصول یاما راه گذر از زندگی حیوانی به زندگی انسانی را هموار کرده و کمک می کند که انسان خود کاوی نموده ، اعمالش را تصحیح نماید تا انرژیهای مسدود شده ، آزاد گردیده و فرد با آرامش زندگی کند . می توان گفت که عملی کردن اصول یاما در زندگی هر فرد به مثابۀ آماده کردن یک زمین بکر برای کاشت است که در این راستا زمین مورد نظر می بایستی تسطیح ، شخم ، پاک از علفهای هرز و کرت بندی گردد . مسلّماً زراعت در زمینی که آماده کاشت نیست محصولی در بر نخواهد داشت . آگاهی از اصول یاما و اجرای آنها ذهن را مستعدّ  بیرون ریزی اضافات که حجاب معرفت هستند می کند و از دیدگاه یوگا ریشۀ همه آنها در نادانی است که باعث شده انسانها ، ( البتّه به تناسب اوضاع ، شرایط و فرهنگشان ) یک واقعیّت مجعول را به جای حقیقّت هویّتشان تلقّی و از کسب معرفت بر خویشتن خویش غافل بمانند . اصول یاما مجموعۀ صفاتی است که در دانایان دیده می شود .

یاما یک سری قوانین اخلاقی جهان شمول برای تمامی انسانها در همه جا و در تمام ادوار تاریخ است .

یاما دارای پنج اصل می باشد که عبارتند از :

الف - عدم خشونت ( بی آزاری ) Ahimsa  :

"هیم سا " به معنای خشونت و آزار رساندن است . حرف ( آ - A ) در ابتدای کلمات سانسکریت مفهوم آن را تغییر     می دهد , لذا آهیمسا یعنی عدم آزار که می بایستی در پندار و گفتار و کردار رعایت گردد . آهیمسا را نکشتن موجود زنده هم معنی کرده اند ، به این جهت که عدم آزار شامل حیوانات هم می گردد .

خشونت حاصل ترس ، نادانی ، و ناتوانی است و باید از ترسها رها شویم در این راستا می بایستی در تحصیل علم و آگاهی به جدّ تلاش کنیم چون جهالت ریشه همه ناهنجاریهاست . خشم بدون داشتن ریشۀ ترس موجودیّت و هویّت ندارد . کسی که ترس نداشته باشد خشمگین هم نمی شود . ترس یعنی بیم ، و بیم ، بیماری می آورد .

به فرمایش مولا علی (ع) : بزرگترین گناه ترس است .

خشمگین شدن هیچگاه به نفع کسی نیست بلکه باعث می شود تا از نشاط و کما ل افراد کاسته شود . افراد و جهان تعهّدی ندارند تا مطابق میل و خواسته شما رفتار کنند . بپذیرید که دیگــران این حق را دارنــد به گونــه ای که شـما نمی پسندید رفتار کنند . یک شخص فهیم نمی تواند آگاهانه عصبانی شود ، چون ماهیّت آگاهی درست مثل نور و روشنائی است و ماهیّت عصبانیّت مثل تاریکی است . نمی توان هر دو را در آن واحد دارا بود . ترس و خشم هر دو یک ارتعاش دارند و آن ارتعاش " تخریب " است . ضمناً اگر خود را گرفتار برنامه ریزی فشرده کنید یا بخواهید در هر     زمینه ای به هر کس کمک کنید به منزلۀ خشونت نسبت به خویش است پس بهتر است بگوئیم آهیمسا یعنی در صلح و صفا و آرامش بودن با خویشتن خویش .

هزار بار پیاده طواف کعبه کنی                        قبول حق نشود گر دلی بیازاری

 ب - ساتیا ( Satya ) :

 به معنای صداقت ، راستی ، درستی ، دروغ نگفتن و عدم ریا می باشد .

 (( راستی و درستی شمشیر خداوند در زمین است به چیزی فرود نمی آید مگر آنکه آن را قطع کند ))

صداقت والاترین قاعدۀ اخلاقی است . میتوان گفت که صدق اوّلین پلۀ رهایی است بدانید که همه طالب راستی و صداقت هستند ، دلها از دروغ بیمار شده اند . به چرخه هستی معتقد باشید و بدانید که  اگر راستگو باشید ، راستی به سوی خودتان بر می گردد .

گاه به ما لطف دوست گاه جفا می رسد                 صورت اعمال ماست آنچه به ما می رسد

بپذیرید که دروغگو را به حریم خداوند راه نیست ، هیچ وقت از راستی و صداقت نترسید ، اینها هرگز نمی میرند . راز موفّقیّت ، نجات و فلاح و رستگاری شما در راستی است یقین کنید که زمین و آسمان متعلّق به کسی است که راستگو و صادق باشد و چنین شخصی هرگز ترسی ندارد ، چون صادق راهنما و دستگیرش است .

دروغ گفتن در وجود شما حجاب به وجود می آورد و خداوند درونتان را مخفی می کند . کسانیکه دروغگو هستند همیشه در حال هیجان و اضطرابند . گفتن دروغ باعث فشار بر ذهن می گردد . انسانهای فهیم در تلاشند که فشارها را از ذهنشان کم کنند تا ازتوانمندیهای بالقوّه خودشان بیشتر بهره مند شوند . وقتی صداقت و خلوص خودت را به خداوند عرضه کردی ، خداوند نجاتت می دهد و رهنمونت می شود . جان کلام در آئین ذن  این جمله است " با خویشتن خویش رو راست باش . "

به گیتی به از راستی پیشه نیست   ز کــــژی بتر هیچ اندیشه نیست

سخن کفتن کژ ز بیچارگی است         به بیچــارگان بر بباید گریســت

ج -  آسه تیا ( Asteya ) :

" آسه تیا " یعنی درستکاری ، عدم تجاوز به حقوق دیگران ، نپذیرفتن چیزی بیش از میزانی که برای آن کار کرده ایم ، داشتن احساس مسئولیّت به خود و دیگران ( کسی که نسبت به خود احساس مسئولیّت داشته باشد موظّف است که مراقب سلامت خود باشد بنابراین نمیتواند عصبانی شود ، دروغ بگوید و حقّ کسی را ضایع کند و کسی که احساس مسئولیّت پذیری به دیگران دارد حقّ همه را ادا می کند و به هیچ کس بدهکار نمی شود ) ، دزدی نکردن ( در نظر عوام دزدی ، به برداشتن مالی ( چیزی ) بدون اجازه اطلاق می شود که این مرحلۀ ثقیل آن است و در مرحلۀ لطیف آن حتّی کنجکاوانه نگاه کردن نیز دزدی محسوب می شود ) ریشۀ دزدی در آرزوی تملّک و برخورداری از چیزی است که دیگران دارند . لذا بهتر است از جمع آوری اشیائی که چنین آرزویی را در دیگران به وجود می آورد پرهیز کرد در غیر اینصورت این امر هم به نوعی دزدی محسوب می گردد .

 اگر به امیال کنترل نشده خود جواب بدهیم قانون " آسه تیا " را زیر پا گذاشته ایم یعنی انرژی حیاتی و وقتمان را از خود می دزدیم .

د -  آپاری گراها ( Aparigraha ) :

"پاری گراها " به معنای وابستگی ، احتکار کردن ، مال اندوزی ، آزمند بودن است . " آپاری گراها " یعنی وارستگی ، احتکار نکردن ، عدم احساس مالکیّت ، استقلال فکری و عدم وابستگی ، که این مورد آخر کاملاً ذهنی است . مشغول بودن دائم ذهن باعث هرز رفتن انرژی حیاتی و نا آرامی است در صورتیکه رعایت اصل آپاری گراها به تعدیل امیال کنترل نشده نفسانی و خالی شدن از اضافات کمک می کند  و به تدریج منجر به تعطیل حواس و کاهش جذابیّت متاع عالم ناسوت و در نهایت فارغ شدن از تعلّقات و عدم احساس مالکیّت و باور اینکه خداوند مالک همه چیز است ، می گردد . در بُعد لطیف ، احتکار نکردن یعنی حمل نکردن افکار که باعث استفادۀ بهینه از توانمندی ذهن می شود .

فرزانگان بطور طبیعی در حالت وارستگی زندگی می کنند ، در جهان هستند امّا از آن نیستند .

 

 

ه -  براهما چاریا (Brahmachariya ) :

در لغت به معنای (( در بیکرانگی رفتن )) یا (( زیستن در واقعیّت )) است  امّا از همان زمانهای کهن آن را به معنای اشاره به تعالی بخشیدن به نیروی زندگانی می دانستند که معمولاً به شکل میل جنسی بروز می کند . از اینجاست که براهماچاریا را غالباً به (( تجرّد )) ترجمه می کنند و مراد از آن خویشتن داری جنسی یا کفّ نفس است . این خود به آشفتگی بیشتری انجامیده است ، یوگای حقیقی فرآیندی طبیعی است و جائی برای سرکوب ندارد خواه سرکوب من باشد و خواه سکس یا هر چیز دیگر .

" براهما " اشاره به خدا است و "چاریا " یعنی حرکت ( حرکت به سوی خدا ) . به معنای دیگر یعنی عفّت ، معنویّت ، تجرّد ، خویشتن داری و کنترل و تبدیل نیروی جنسی ، عدم افراط در صرف نیروی جنسی ، حفظ نیروی حیاتی و ایجاد نظم در زندگی جنسی . اگر فرد بتواند تجرّد را در فکر ، کلام و عمل خویش پیاده کند به فلاح و رستگاری می رسد . رعایت قانون براهما چاریا به رشد و فرزانگی انسان کمک می کند ،  البتّه منظور عدم استفاده از این نیرو نیست چون این انرژی اساس خلقت و ادامه نسل است بلکه هدف عدم افراط است چون زیاده روی در آن باعث می شود که مار کندالینی در همان حال رخوت بماند ولی زمانیکه انرژی جنسی اندوخته می گردد راه بیداری و حرکت آن به سوی بالا هموار شده و شخص به روشنائی و آگاهی می رسد ( همان ماری که در بالای سر بودا نشانگر آگاهی است ) . انرژی جنسی در صورت کنترل مسیرش را تغییر داده و در راستای حرکت به بالا به " اوجاس شاکتی " ( انرژی روحانی ) تبدیل می شود و باعث ارتقاء شخص می گردد ، امّا افراط در این امر باعث پوکی استخوانها و فراموشی ، عصبیّت ، بیماریهای چشمی و پارکینسون و ... می گردد . یکی از اهداف مهم ازدواج آئینه بودن زن و شوهر نسبت به یکدیگر است به این جهت که عیوب همدیگر را پوشانده و با کنترل در امور جنسی به معنویّت برسند . می توان گفت که انسان پلی است بین عالم امکان و عالم وجوب و انگیزه حرکت ، نیروی جنسی است که انسان با اراده اش جهت آنرا تعین می کند .

" براهماچاریا " را در مفهوم وسیع آن باید به " پاکدامنی " حقیقی گرفت .

 

2- نیاما ( Niyama  ) :

" نیاما " یعنی داشتن نظم و انضباط در زندگی روزمره . اگر" یاما " به منزله آماده ساختن زمین بکر جهت کشاورزی باشد ، " نیاما " مرحله کاشتن دانه های دلخواه در زمین آماده کشت است . اگر در زمین مستعد شده به جهت کشت ، دانه کاشته نشود از زمینهای مجاور علفهای هرز به آن نفوذ خواهد کرد . در واقع اصول " یاما"  نوعی خودکاوی است درباره کیفیّت پندار ، گفتار و کردار ما با اطرافیانمان که در صورت تصحیح آنها ، کمک می کند به آزاد شدن انرژی هائیکه به جهت قوالب فکری غلط راکد بودند و در مرحله " نیاما " با کمک به این انرژیها که باعث انبساط فکر و کارائی بیشتر آن می گردد رابطه خودمان را با خویش بررسی می کنیم . " نیاما " هم دارای پنج اصل است که عبارتند از :

الف -  شائوچا ( Shaucha ) :

خلوص و پاکیزگی

" شائوچا " یعنی پاکسازی جسم ، ذهن و روان از هر گونه آلودگی ، در این راستا شش تمرین نظافتی ( شات کارما ) به جهت پیشگیری از بی تعادلی( مریضی ) از دیدگاه هاتا یوگا مطرح می باشد که به طور خلاصه عباتند از :

1- دایوتی ( Dhauti ) : پاکسازی دستگاه گوارش ( از دهان تا مخرج )

2- باستی ( Basti  ) : پاکسازی قسمت پائین روده به روش کشیدن آب به درون روده با گذر از رودخانه یا نشستن در درون ظرف پر از آب و انجام " اشوینی مودرا " .

3- نتی ( Neti ) : پاکسازی مجاری تنفسی ( با آب = جالا نتی /  با نخ = سوترا نتی )

4- نولی (Nouli ) : ماساژ دادن و مقاوم کردن معده و تحت کنترل در آوردن عضلات شکم

5- تراتاکا (Trataka ) : پاکسازی ذهن به روش خیره نگریستن به شعله شمع ، گُل ، آب و ...

6- تنفس کاپالابهاتی (Kapalbhati  ) : ( کمک به پاک شدن بدن اتریک ) پاکسازی قسمت جلو مغز از طریق تنفّس

البتّه در این مورد خلوص لباس ، خلوص در غذا خوردن و پاکی خود غذا ، خلوص نیّت ، خلوص کلام و خلوص نگاه هم مطرح می باشند .

ب-  سانتوشا (Santosha ) : قناعت ، رضامندی . یعنی راضی بودن به آنچه داری و نداشتن طمع به داشتن بیشتر و معتقد بودن به اینکه خداوند دانا و عادل است و او داناست به اینکه من چقدر داشته باشم . خداوند هر چیزی ( پول ، شهرت ، فرزند ، دانایی ، بیماری و ... ) را به اندازه به شخص میدهد ( داده ) و به هرکس به اندازه ظرفش داده شده است . باور داشتن این امر به شخص آرامش می دهد و نتیجه آن رسیدن به مرحلۀ ناظر خاموش بودن ، رضامندی و سکوت است که عامل نجات می باشد . رضامندی حالتی از ذهن است که وابسته به هیچ رویدادی نیست یعنی قبول آنچه که هست و آنچه که واقع می شود ، قبول موفّقیّت و شکست و باور داشتن اینکه هر رویدادی پیامی به عنوان درس زندگی دارد . زمانیکه با مشکلی روبرو شدید به فکر این باشید که هستی چه می خواهد به شما بیاموزد . قناعت و رضامندی موجب عزّت و فضیلّت است و به بیداری انرژیها و افزایش هوش و کاهش آرزوها کمک می کند .

خــــدا را ندانست و طاعت نکرد                         که بـــر بــخت و روزی قناعت نکرد

قناعــت تــوانگر کــند مــرد را                             خبــــــر کـن حـریـص جهانگرد را

                                                                                                                     (( سعدی ))

ج -  تاپاس (Tapas ) : " تاپاس " از کلمه " Tap " به معنای رنج بردن ، سوختن ، و درخشیدن است و همچنین به معنای ریاضت ، صبور بودن ، داشتن زندگی منظّم ، معامله گر خوب بودن ، داشتن هدف و اعمال برنامه ریزی صحیح و تلاشی مستمر و با اشتیاق به جهت رسیدن به آن . تحمّل مشکلات بدون اظهار ناراحتی البتّه در راستای رسیدن به هدف . " تاپاس " به معنای سخت زندگی کردن و مشقّت کشیدن نیست بلکه با مراعات محدودیّتهایی در مورد کارهائیکه انجامش باعث تلف شدن عمر گرانبها می شود وارد یک مرحله جدید از زندگی می شویم که نهایتاً می توان گفت نوع یا  مرحله ای از خود سازی است که به جهت رسیدن به یک هدف متعالی اعمال می کنیم . تاپاس یعنی جهت به دست آوردن رفاه معنوی و آگاهی بالاتر ، خود را در یک گونه انضباط و محدودیّت قرار دادن . یعنی فدا کردن یا چشم پوشی از بعضی علائق و عادتها به جهت رسیدن به یک هدف پیش بینی شده که واقعیّت این عمل نوعی معامله است . ریاضتهای سخت با اینکه باعث کسب قدرتهای خارق العادّه ای مثل پیشگو شدن ، عبور از روی آتش ، نخوردن و ... می شوند امّا هیچ کدام از اینها نجات دهنده نیستند بلکه هدف از اعمال تاپاس رسیدن به خویشتن خویش است در این راستا نباید پیگیر موردی شوید که به بدن فیزیکی و اتریکی زیان برساند . رعایت تاپاس باعث عدم ترس از مشکلاتی مثل مریضی ، فقر ، درد ، از دست دادن عزیزی ، و... شده و موجب افزایش مقاومت و تطبیق ذهن با مسائل پیش بینی نشدۀ جدید می شود و همچنین انعطاف پذیری فرد را بهبود می بخشد .

برخی از یوگیها در قلبشان متمرکز می شوند و به خدا و روح القدس اعتقاد دارند ، این گروه می گویند که بدن را نباید مورد شکنجه و آزار قرار داد و ریاضت را به سه بخش زیر تقسیم می کنند :

1- ریاضت در کلام ( صحبت کردن بسیار اندک ) 2- ریاضت در آسانا ( نشستن در حالتهای واجر و قورباغه و انجام حالت لاک پشت برای رسیدن به تعادل ) 3- ریاضت در غذا ( به اندازه خوردن )

د - سوادهی آیا (Svadhyaya ) :

" سو " یعنی خود و " آدهی آیا " یعنی مطالعه , مطالعۀ خود , مطالعۀ اوضاع و احوال خود در هر لحظه و با هر دم . آگاه و با خود بودن ( که منجر می شود به پندار , گفتار و کردار به همراه آگاهی ) , خودکاوی و نهایتاً کشف خود . انسان مانند یک معدن است که در راستای کاویدن , مطاع درونش کشف و آشکار می گردد . اگر این مرحله ( سوادهی آیا ) به عنوان خواندن زندگی نامه افراد موفّق و مطالعه کتب آسمانی تعبیر شده , نه به این جهت و هدف که شخص درونش را پر از اضافات کند بلکه این امر عاملی می شود برای دور ریزی حجابها و هویدا شدن آنچه که هست . همچنانکه هیچ مربّی در شاگردش چیزی را اضافه نمی کند بلکه وسیله ای می شود که سالک حجابهای نادانی را از خود دور کند , البتّه اگر بخواهد و تلاش کند .

 

 

برای واقع شدن این امر مهم ( رشد و تعالی ) در زندگی سه مرحله وجود دارد .

1- مطالعه ( دریافت از منابع بیرونی )

2- تفکّر ( آگاه شدن از منابع بیرونی و انطباق آن با عملکرد درون خود ) ( درک )

3- به ظهور رساندن ( وقتی آن تفکّر به صورت یک انرژی پویا در زندگی پیاده شود ) ( عملی کردن ، اجرا )

سالک راه حق می داند که نقد هستی از برای او , خودش است , لذا مطالعۀ هستی را از " خود " شروع می کند .

 

ه -  ایشوارا پرانیدهانا (Ishvara Pranidhana ) :

ایشـواراپـرانـیـدهانا مرکب از دو جزء است یکی ایشوارا به مـعنی " خدا " و دیگری پرانیدهـانـا به معنی " دل سپاری "  " تسلیم و مجاهدت " .

" ایشوارا پرانیدهانا " یعنی پناه بردن به خدا در هر لحظه و با هر دم , ذاکر نامهای خدا شدن , به یاد خدا بودن , تسلیم کردن اعمال و خواست خود به خدا , خدمت عاشقانه , از فکرت چیزی نمی گذرد جز خدا , از دهانت حرفی بیرون      نمی آید الاّ با یاد خدا , انجام دادن هر کاری به خاطر او و یقین داشتن به اینکه او باید بخواهد تا شما را جهت کاری وسیله قرار دهد . توقّعی از کسی نداشته باشید چون همه هیچ کاره اند الاّ اینکه او بخواهد کسی را جهت انجام کاری وسیله قرار دهد .

" ایشوارا پرانیدهانا " را , ذکر هم نامیده اند , شاه کلید آرامش ذکر است . ذاکر حقیقی تسلیم برترین قدرت می شود و در راستای تمایل به رفتن به فراسوی ذهن در نهایت تمام موجودیّتش " او " می شود . ذاکر حقیقی میداند که تمام آفرینش از آن خداوند است و او مالک زمین و آسمانها است و اوست دانای مطلق , لذا منیّتی از خود بروز نمی دهد و مغرور     نمی گردد و سکّان زندگیش را به دستهای ایمن خدایش می سپارد .

 

 نتیجه گیری از یاما و نیاما :

با مراعات اصول یاما و نیاما ، ذهن به آرامش و آزادی می رسد و شخص دربارۀ اعمال خود و دیگران بدون تعصّب و غرض اندیشه می کند و در راستای تغییر الگوهای ذهنی نقاط تاریک ذهن روشن شده و روحیۀ فردی و خود محوری تبدیل به صفت همنوع دوستی و اجتماعی می شود .

یاما و نیاما موارد مبهم و ناشناخته ای ندارند و اجرای آنها منجرّ به یک زندگی طبیعی ، متفکّرانه ، پر نشاط شده و افکار و امیال شخصی را معتدل می نماید .

 

3- آسانا ( Asana ) ( حرکات فیزیکی ) :

آساناها بسیار موثرند در تغییر عادتها . یکی از ارکان و نشانه های رشد و پویائی در انسان توانمندی در تغییر عاداتش است ، اگر توانستید عاداتتان را تغییر بدهید متوجّه می شوید که مرغ یک پا ندارد .

آسانا مرحلۀ سوّم آشتانگا یوگا است که عوام آنرا کلّ یوگا می دانند و پروفسور فرزانۀ هندی « پاتانجلی » در کتاب          « یوگا سوترا » فصل دوّم ، سوترای 46 آنرا با دو کلمۀ ( Sthira Sukham ) به معنی ( sthira = تداوم ، استوار ) و ( Sukham = راحت ، آرامش ) بیان کرده که اشارتی است به حالتهای نشست به همراه تداوم و آرامش . برخی معتقدند که ریشی های قدیمی تدیجاً به تعداد حالتهای یوگا افزودند ، به گونه ای که تعداد وضعیّتهای اصلی در یوگای جسمی 84 مورد است که اکثر آنها برگرفته از حالتهای حیوانات است ( حیوانات در هماهنگی کامل با محیط خود زندگی می کنند ) که این حالتها با تنوع هایش به تعداد 8.400.000  است و شاید بیانگر تعداد نوع موجودیّتها در وجود باشد .

آساناها حالتهای ویژۀ جسمی هستند که در آنها ذهن از کیفیّت حرکت بدن آگاه است ، در چنین حالتی است که اگر حرکت از آستانۀ ظرفیّت بدن بالاتر رود شخص متوجّه شده و میزان حرکت را افزایش نمی دهد . مسلماً هر قدر پراکندگی ذهن کمتر شود تسلّط آن بر بدن بیشتر و انجام آساناها آرامتر و با تداوم و کنترل بیشتری صورت می گیرد که این مهم با رعایت اصول یاما و نیاما در زندگی روزمره حاصل می گردد . از دیدگاه یوگا جسم فیزیکی انسان جایگاه روح و ارابۀ ذهن است که از طریق آساناها انرا قوی ، انعطاف پذیر و مستعدّ مراقبه نموده و ظرفیّت حیاتی آن افزایش می یابد و با کنترل و تسلّط بر آن می توان آگاهی را از تن به لایه های ظریفتر برد که این مهم در افزایش سطح خود آگاهی بسیار مؤثر است .

4- پرانایاما ( Pranayama ) :

پرانایاما از دو کلمۀ « پرانا » به معنای زندگی ، نیروی حیاتی ، چی ، کی ، انرژی اولیّه ، جوهرۀ حیات ، جان ، عشق الهی ، روح القدس ، تائو ، داما ، انرژی هوشمند ، قابالا یا کابالا ، نیروی اهورائی ، مهر ، پنوما ، مگوب و ... می باشد و « آیاما » به معنای گسترش ، گستردگی ، کشش ، توسعه ، هدایت و مهار کردن است . می توان گفت که « پرانایاما » یعنی گسترش و مهار تنفّس ، که این امر هر سه مرحلۀ تنفّس ( دم ، بازدم و حبس ) را در بر می گیرد . از دیدگاه پاتانجلی « پرانایاما » یعنی تغییر آگاهانه در ریتم و شدّت تنفّس . سوامی ساتیا ناندا در تفسیر سوترای 49 فصل دوّم در مورد پرانایاما     ( کنترل تنفّس ) می گوید : پرانا یعنی نفس و آیاما یعنی طولانی کردن یا عریض کردن از طریق کنترل . هرگاه تنفّس کنترل شود مثل نگه داشتن نفس ، این کار را پرانایاما می نامند .

در کتاب « هاتا یوگا پرادیپیکا » آمده که : حیات  استمرار فاصلۀ بین دم و بازدم است ، کسی که نیم نفس می کشد عمرش نصف می شود و کسی که تنفس کامل و صحیح دارد بر کلّ وجود خود مسلّط است . یوگی معتقد است که طول عمر وابسته به تعداد تنفّسها است و در صورتیکه فاصلۀ تنفّسها افزایش یابد بر طول عمر اضافه می شود .

یکی از تکنیکهای مفید برای جذب انرژی حیاتی و به چرخش در آوردن آن در بدن « پرانایاما » است که با آگاهی و کنترل بعد از انجام تمرینات جسمانی صورت می گیرد . تنفّسها بر روی جسم اثر می گذارد و عاملی است برای ادامۀ حیات بیولوژیکی سلّولها ، امّا وقتی که تنفّسها به همراه کنترل و آگاهی باشد پرانایاما نامیده میشود که تأثیرش بر جسم و ذهن است . وقتی دم زدن آرام باشد جان نیز خود به خود آرام و قرار بیشتری می گیرد . یکی از معانی نیروانا               " بی دم "  است .

 در حقیقّت تمامی اشکال حیات وابسته به پراناست ولی در انسان این پرانا با آگاهی همراه است ، هرکس بتواند بر پرانای وجودش کنترل و تسلّط داشته باشد آگاهیش افزونتر می گردد . علم یوگا روش کنترل پرانا را به انسان یاد می دهد . با کنترل تنفّسها افکار کاهش یافته و در راستای استمرار این تمرینات ذهن از منیّت ها و در گیریها خالی و سر شار از پرانا می گردد . اگر تمرینات تنفّسی طبق تعلیم مربّی صورت گیرد مانند بادی که خاکستر روی آتش را زدوده و شراره آنرا    شعله ور می کند ، خاکستر امیال کنترل نشدۀ نفسانی را پس زده و باعث تجلّی شکوه و عظمت حقیقّت هویّت انسان    می گردد. در کتاب « چکیدۀ دانش یوگا » تألیف بی. کی . اس آینگار در قسمت پرانایاما آمده : اگر خواهان آرامش روح هستید ، ابتدا تنفّس خود را به نظم آورید ، چرا که با مهار کردن آن قلب آرام می شود ، امّا اگر تنفّس نا منظّم باشد ، جان بر می آشوبد از این رو پیش از انجام دادن هر کاری ابتدا تنفّس خود را به نظم آورید تا بر اثر آن خویتان نرم گردد و روحتان آرام گیرد .

اگر بپذیریم که ریشۀ بسیاری از بیماریها ذهن است ، متوجّه تأثیر شگرف پرانایاما در درمان خواهیم شد . زمانیکه اکسیژن در مایع لنف کاهش یابد ، قسمتی از مواد غذایی موجود در مایع لنف جذب سلّول نگشته و تبدیل به سموم و اضافات در بدن می شود امّا با وجود اکسیژن کافی که در راستای تنفّسهای آرام و عمیق در بدن تأمین می گردد ، مواد غذایی موجود در مایع لنف به همراه اکسیژن جذب سلّول شده و طیّ عمل اکسیداسیون در میتوکندری سلّول باعث افزایش ATP    می گردد . اگر اکسیژن به اندازه کافی نباشد ، قند در مسیری قرار می گیرد که نهایتاً ایجاد الکل ، اسید لاکتیک و باعث ایجاد خستگی می گردد .  

5- پراتی آهارا ( Pratyahara ) :

« پراتی آهارا » یعنی قدرت جدا شدن ذهنی از محیط اطراف و در مرحلۀ عمیق تر یعنی جدا شدن از درونی ، که شخص به صورت اکتسابی و از طریق مجاری حواس آنرا فراهم آورده که مسلماً مرحلۀ دوّم ، بسیار دشوار امّا شدنی است . آنچه که عموماً در بارۀ پراتی آهارا مورد بحث است بیشتر به مرحلۀ اوّل اشاره دارد که تأکید بر پس کشیدن ذهن از موضوعات حسّی دارد و برخی معتقدند که این مورد اوّلین مرحلۀ راجا یوگا است . آنچه مسلّم است اینکه پیامهای حسّی بیرونی توسط رشتۀ اعصاب به مرکز حسّی در مغز منتقل می شوند و آنرا متأثر می سازند ، دراین حالت است که احساسات مرکزی افکار را که موجب تلاطم در ذهن و آنرا اشغال می کنند به وجود می آورند و حرکت پرانا را در آن کند  می کنند . چنین ذهنی به آگاهی مرکزی اثر می گذارد و نهایتاً  آن افکار بالاتر از آگاهی قرار می گیرند . دخیل کردن آگاهی با پیامهای پنج حس در قبل از وارد شدنشان به آگاهی مرکزی ، آن پیامها را فیلترایز می کند یا به عبارت دیگر   پراتی آهارا عارض می گردد . البتّه در چرخۀ بالا میل و درخواست درونی ما به هر طرف که بیشتر تمایل داشته باشد آن حس در ضمیر ما اثر می گذارد ، پس در این حالت ارادۀ فردی و آگاهی درونی تعین کنندۀ کیفیّت ثبت پیامهای بیرونی می شود و خرد و آگاهی مانند یک فیلتر عمل می کند . قویترین پیامها را چشم و گوش وارد می کنند ، باید صبور باشیم و اجازه ندهیم پیامها در ما تلاطم بوجود آورد . البتّه پنج حس همیشه در حال بوجود آوردن تلاطم هستند یعنی خواسته ها و امیال باعث هیجان و فکر در ذهن ما می شوند . اگر پنج حس با آگاهی خاموش شود پراتی آهارا واقع  می گردد . پس وقتی که بتوانیم بر ذهنمان کنترل داشته باشیم وارد مرحلۀ پراتی آهارا شده ایم و زمینه را برای عبور از ذهن محدود فراهم می کنیم . افکار فاکتور مهمّ باز دارنده برای رسیدن به پراتی آهارا است ، فکر را زمانی می توانیم کم کنیم که گفتگوهای درونیمان را کاهش دهیم ( تضادّها را با مراعات اصول یاما و نیاما در درونمان از بین ببریم ) .

پاتانجلی در اینباره گفته : تا زمانیکه این تلاطم ( افکار ) را نتوانیم از بین ببریم به حقیقّت خودمان پی نخواهیم برد و دراین صورت ( در صورت عدم کسب معرفت به حقیقّت خودمان ) هرچه به دست آید توهّم است . باید با تمرین سعی کنیم آگاهیمان را از این پیکره عبور داده ، وارد پیکرۀ لطیف کنیم و از آن هم عبور کرده و به قسمت درونی و درونی تر برسانیم تا به اصل خویش واصل گردیم ، غیر از این راه دیگری برای شناخت حقیقّت نیست .

در سوترای 54 از فصل دوّم ( یوگا سوتراهای پاتانجلی ) آمده :

پراتی آهارا یعنی عقب کشیدن .

پراتی آهارا به معنی عقب کشیدن ذهن از موضوعات که به وسیلۀ ارگانهای حسی تجربه شده اند می باشد .

کسانی که منابع شادی و سرور و لذتّشان از بیرون است نمی توانند به پراتی آهارا برسند . منابع شادی بخش بیرونی به دلیل اینکه ثباتی ندارند ، آگاهی درون را دستخوش تغییر ساخته و این امواج متغیّر شخص را بی ثبات خواهد کرد . بریدن از لذّات بیرونی بدون بدست آوردن آرامش درونی ، بسیار خطرناک و باعث ایجاد خلاء در انسان می گردد . در پراتی آهارا انرژیهای حیاتی از جوارح به منابع خود یعنی مغز ، ستون فقرات و خازنها باز می گردد ، بنابراین ضربان قلب و کمیّت تنفّسها و همچنین صرف انرژیهای عصبی کاهش می یابد . پراتی آهارا به صورت غیر ارادی در خواب اتّفاق می افتد و به صورت ارادی در راستای تمرینات مکرّر ، و بهترین مصداق آن در آوردن تیر از پای حضرت علی ( ع ) هنگام  اقامه نماز  ، است .

6- دهارانا ( Dharana ) :

دهارانا یعنی تمرکز فکر , کنترل و حفظ فکر ، محدود کردن حیطۀ عملکرد ذهن که باعث افزایش راندمان ذهن          می گردد . ریشۀ کلمۀ دهارانا از ( دِر ) به معنای حفظ و نگاه داشتن ، نگه داشتن تمرکز یا کانونی کردن حواس روی یک موضوع ، ثبات ذهن بر موضوعی و یک سویه کردن ذهن می باشد که نیاز به تمرین مستمّر دارد تا شخص بتواند به تدریج زوایای عمیق تر ذهن را مشاهده کند و البتّه در این راستا تلاش سالک و راهنمائیهای مربّی در حصول نتیجۀ مطلوب نقش به سزائی دارد . این مرحله پس از کسب مهارت کافی در مورد کنترل حواس ( پراتی آهارا ) عملی می گردد ، یعنی زمانیکه شخص موفّق شد ورودی محرّکات بیرونی را به ذهن ( که به وجود آورندۀ افکار متعدّد است ) فیلتر و کنترل کند و نیروی ذهن را به طور کامل بر یک سوژه متمرکز کند ، در این مرحله آگاهی منحصراً معطوف بر موضوع تمرکز می گردد ، البتّه در ابتدا مدّت زمان تمرکز بسیار کم است که با استمرار تمرینات ، زمان ثابت نگه داشتن نیروی ذهن بر سوژه افزایش می یابد . لازم به ذکر است که دهارانا بیانگر تمرکز هوشیاری به طور منقطع است اگر انقطاع وجود نداشته باشد ، دهیانا واقع شده است . بنابراین می توان گفت که مرز کاملاً مشخّصی بین پراتی آهارا و دهارانا نیست . می توان پس از        آماده سازی بدن با آساناها و صاف و روشن کردن ذهن با پرانایاما و کنترل حواس وارد مرحلۀ تمرکز فکر شد که البتّه دهیانا هم یک کیفیّت بالاتر دهارانا می باشد .

نقش کاربردی این مرحله در زندگی روزمره بسیار محسوس ، مهم و حائز اهمیّت است . می دانیم که هر عملکرد ما نموداری است از یک فکر ، بنابراین باید فکر به صورت ارادی کنترل شود . البتّه کنترل فکر معنایش سرکوب کردن آن نیست بلکه هدف جهت دادن به آن است . یوگی معتقد است که ذهن مؤسسه ای است که کارمندان زیادی دارد , کارمند ارشد این مؤسّسه فکر است و سایر کارمندان ، اراده ، حافظه ، سلیقه و ... هستند ، فکر هر کجا برود بقیه را دنبال خودش می کشد . شخص اگر فکر قوی داشته باشد اراده و حافظۀ قوی پیدا می کند ، و اگر فکری در ذهن بسیار قوّت گیرد نهایتاً آن فکر تمام فضای ذهن را می گیرد وذهن افراد خلّاق ، هدفدار و موفّق چنین است . افرادی که هدف مشخّصی در زندگی دارند ، می توانند افراد متمرکزی باشند . باور کنید که درفعل حال ما همان هستیم که در گذشته فکرش را می کردیم و در آینده همان خواهیم شد که فعلاً به آن فکر می کنیم ، آینده ما در دست خودمان است .

گر در طلـب گوهر کانی ، کانی                               ور در طلب جوهر جانی ، جانی

من فاش کنم حقیقّت مطلق را                                   اندر طلب هر آنچه هستی ، آنی

فکر بدون تمرکز یعنی همسو نبودن نیروهای ذهن و فکرِ متمرکز یعنی همسو بودن تمام نیروهای ذهن . داشتن امیال کنترل نشده نفسانی عاملی است برای به وجود آمدن ناهنجاریهای ذهنی که باعث ضعف انسان می شود و عوامل کمک کننده به تمرکز فکر ، به ترتیب اهمیّت عبارتند از :

 1-  داشتن یک هدف ثابت و دراز مدّت  2-  داشتن اهداف کوتاه مدّت  3-  داشتن نظم و برنامه در زندگی روزمره      4-  داشتن آرامش در انجام فعالیّتهای روزمره  5- خسته نکردن خود بیش از حد 6- انجام کارها و مسئولیّتهای ضروری زندگی  7- خواب خوب وکافی ، تغذیه مفید و ورزش مناسب

عواملی که باعث عدم تمرکز می شوند عبارتند از :

1- داشتن غم و غصّه 2- وابسته به لذّات حسّی بودن 3- بی تفاوتی و حالتهای افسردگی که ظاهراً شبیه آرامش است .

7- دهیانا ( Dhyana ) :

به معنای مراقبه ، تفکّر عمیق و درک مستقیم می باشد .

زمانی که ثابت بودن ذهن بر موضوعی ادامه دار شد دهیانا عارض می گردد و شخص با آگاهی ، ناظر خاموش می شود . دهیانا مرحلۀ مافوق تمرکز فکر است . در تمرکز فکر ، تلاش به جهت تثبیت فکر بر روی سوژه ای ضروری است ولی در راستای تمرین مستمّر شخص بدون تلاش به تفکّر عمیق می رسد و آن سوژه تمام فضای ذهنش را می گیرد . در تفکّر عمیق ، نور آگاهی ذهن را روشن می کند و افق های جدید بوجود می آورد که البتّه این امر در راستای گذار شخص از ضمیر خود آگاه به نا خود آگاه صورت می گیرد . آگاهی ما در هر لایه از مراحل وجودی ما باشد ، ما همان هستیم . مراقبه و تکرار آن کمک می کند که از لایه های درونیمان آگاه شویم . با توجّه به نسبتی که آگاهی در یک مراقبه از لایه های وجودی ما طی می کند ، به حقیقّت وجود نزدیکتر می شویم . بهتر است پندارمان این باشد که حقیقّت وجودی ما در درون درون ما است چون معاشر آدم هر کی باشد نهایتاً آن معاشر ، الگو و اسطورۀ آن شخص خواهد شد ،  این امر به مانند (( آن )) شدن کمک خواهد کرد و بهتر است که برای آن نامی نگذاریم . این عمل باید آگاهانه و مستمّر صورت پذیرد . از دیدگاه سیستم علمی عملی یوگا راههای رسیدن به مراقبه عبارتند از :

الف -  راههای متعارف در یوگا { از راه تمرین آساناها ، تنفّس ها ، تمرکز و چاکراها }

ب- راههای متعارف در مانترا ( ذکر ) { با صدای بلند ، زمزمه ، ذهنی }

ج- از طریق حرکت که به صورت : { چرخش ( دور خود یا چیزی گشتن ) ، حرکات نوسانی ( جلو ، عقب ، راست و چپ ) و رقص با ریتم ( رقصهایی مانند سماع ) }

وجه مشترک موارد بالا یک مورد است و آن عمل چرخش است . بالاترین پویائی ، در چرخش است البتّه به شرط آنکه ذهنمان را مثل یک خمیر در جریان آن چرخش قرار دهیم . هر عملی که به نظر ما شروع و پایان دارد در اصل همان چرخش است که این امر همیشه در طبیعت از ذرّه تا کهکشانها جریان دارد ( Big Bang ، تبدیل دانه به درخت و درخت به دانه ، دم و بازدم و ... ) لذا ذهنی که خود را در جریان تغییر قرار دهد ، فنا ناپذیری خود و هر پدیده ای را باور خواهد داشت و این یعنی رسیدن به دانش و شعور و شعف ابدی . لازم به ذکر است که اگر بیش از ظرفیّتمان مراقبه کنیم زمانهای ناهوشیاری خودمان را زیاد خواهیم کرد که این مورد باعث گریزان شدن نیروی حیاتی از سلّولهای مغز خواهد شد و یا به عبارتی تعادل دو نیمکره به هم خواهد خورد و مسلّماً نتیجۀ خوبی به دنبال نخواهد داشت ولی مراقبۀ مناسب ضمن افزایش آگاهی باعث کاهش امیال نفسانی ، کسب آرامش ، داشتن افکار مثبت ، روشن شدن ذهن و رسیدن به درک مستقیم خواهد شد . مراقبه می تواند (( پویا )) و یا (( سکنا )) باشد . عواملی که موجب مراقبه پویا می شود عبارتند از : صبح زود ، محل مرتفع ، برتری پرانا و خورشید .

و عوامل مؤثر درمراقبه سکنا عبارتند از : غروب ، محل پست و کم ارتفاع ، برتری آپانا و ماه .

هر چه که خواندیم و شنیدیم توصیفی است از ظواهر مراقبه ، حقیقّت آن سرمایۀ کسانی است که آنرا تجربه کرده اند . به عنوان مثال : ما انسانها به منزلۀ نقطه هایی در درون محفظۀ عالم امکان هستیم ،  در صورت به وجود آمدن فعل خواستن و انجام عمل ، دستور العملهای مربوط به مراقبه ما را به دیوارۀ داخلی عالم امکان می رساند ، گذر از پوستۀ آن منوط به داشتن صدق و مردن به عشق است ، بدیهی است که کیفیّت آنرا در قالب الفاظ نمی توان به غیر منتقل کرد . در صورت گذر از پوسته ، آگاهیمان را به بیرون از فضای محدود ذهن می بریم و به نظر من هدیه و دستاورد تمرینات مراقبه به ما این است که مراقب دستها ، پاها ، زبان و چشمهایمان که کسان ما هستند باشیم و نهایتاً اینکه مراقب (( حیات )) که با ارزش ترین و تنها ثروتمان است باشیم چون اگر آنرا از دست بدهیم بزرگترین باخت در زندگی را نصیب خود کرده ایم . ضرور دانستم این مطلب را نیز اضافه کنم که در بدو تولّد ذهن مانند یک بوم نقّاشی سفید است و به تدریج از طریق مجاری حواسّ ظاهری ، از محیط بیرون امواج ( اطّلاعات ) را کسب میکند ، بدیهی است که محرکّات بیرونی بوجود آورندۀ افکار است که سبب توجّه انسان به بیرون  و غافل ماندن از خویش می گردد که به فرمایش روشن ضمیران وقوع این امر یکی از علل عمدۀ گمراهی و تباهی انسان است . شاید بدین جهت است که دانای مطلق به انسان یاد آوری می کند که  (( ای فرزند آدم مگر عهد نبستی شیطان را تبعیّت نکنی که همانا اوست ترا دشمنی آشکار ، مرا پرستش کن که این است راه راست و من از رگ گردن به تو نزدیکترم )) . شاید بتوان گفت که این امر اشارتی است به اینکه ذهن این قابلیّت را دارد که از درون ( قلب ) دریافت کننده و تأثیر پذیر از نور قلب باشد که با استمرار  این توجّه ذهن مملو از آگاهی و تهی از افکار می گردد یا به عبارتی ، شخص به آگاهی خالی از آگاهی میرسد .

به فرمایش صائب تبریزی :

از شیشۀ بی می ، می بی شیشه طلب کن               

حق را زدل خالی از اندیشه طلب کن 

مراقبه به روش صحیح و اصولی توجّه ذهن را به درون معطوف می سازد ، آنگاه ذهن با هر مراقبه آگاه و آگاهتر و نهایتاً تاریکیها و جهالت از آن رخت بر بسته و آنچه که از آن تراوش می کند همان چیزی است که از قلب دریافت می کند .

حافظ می فرماید :

میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست  

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

حافظ به معنای حفظ کننده است و حافظه از ارکان ذهن است . وقتی ذهن تهی شد منیّت محو می گردد و آنچه که باقی می ماند نه عاشق است و نه معشوق بلکه (( عشق )) .

8- سامادهی ( Samadhi ) :

جان آرام یافته است و ظریف ترین حالت آگاهی .

نیست شدن در ذات خدا .

حکیم فرزانۀ هندی پاتانجلی در کتاب یوگا سوترا ، فصل سوّم ، سوترای سوّم سامادهی را اینگونه توصیف می کند :

(( موقعی که فقط "موضوع " بدون خودآگاه شخص ظاهر می شود آن حالت تبدیل به سامادهی می گردد . ))

سوامی ساتیاناندا این مورد را چنین تشریح می کند : (( اگر شما در حال تمرکز بر روی اُم می باشید ، سمبل اُم که موضوع مراقبه است در سامادهی حضور خواهد داشت و محو نمی شود بلکه به تنهایی و به طور کامل در هوشیاری       پرتو افکنی می کند و به مرور که به مراحل عمیق تر سامادهی می روید ظهور موضوع بیشتر و واضح تر می گردد و یک نکتۀ مهمّ دیگر وجود دارد که شما نسبت به هستی خویش هوشیار نمی مانید ، حتّی هوشیاری در مورد این که شما در حال تمرین می باشید وجود ندارد . ))

در یک نگرش جامع می توان گفت که در صورت عملی کردن اصول یاما ، تغییر نگرش مطلوبی نسبت به اطرافیان عارض می گردد و رعایت اصول نیاما شخص را ملزم می کند که تکلیفش را با خویش مشخّص ، زندگیش را هدفمند و دارای نگرشی پویا گردد ، و جسمش را که معبد حقیقی عشق است تقویّت ، ذهنش را با تمرینات پرانایاما به سکوت نزدیک و با کنترل حواس گفتگوهای درون را کم نموده خود را مستعدّ می کند که با کنترل فکر به وادی تمرکز وارد و با استمرار حضور در آن ، ذهن را تهی و بدون منیّت گرداند . مسلّماً کودکان با ذهنی روشن متولّد می شوند . می توان گفت که کودک در یک سامادهی کور است و به تدریج ذهنش مملوّ از اکتسابیّات شده و همین اندوخته ها تبدیل به دیواری بس ستبر بر روی حقیقّت هویّت شخص که واجدش است می گردد . به عبارتی دیگر شخصیّت حقیقی فرد توسط محتوای ذهنش مدفون و بی خبری از خویشتن خویش عمیق و عمیق تر می گردد و شخص روی متغیّراتی که از بیرون دریافت کرده بنیان می کند .

در چنین وضعیّتی اگر شخص بار سفر بندد مسلّماً در وادی واپسین وی را به حرم یار راه نخواهد بود چون مجرم است و جرم دارد . پس می بایست زنگار از دل زدود و حجابهایی که شخص برای خود فراهم کرده لاجرم باید از خود براند . اگر چنین مطلبی با صدق دل در او نقش بندد به شرط تلاش خود شخص ، هستی به جهت جود و کرمش او را در مسیر قرار می دهد که به وضعیّت سابق که دارای ذهنی خالی بود باز گردد با این تفاوت که این بار فرد با آگاهی و ذهنی مملوّ از نور دل در وادی سامادهی که وادی شعف ، نور ، آگاهی و یگانگی است قرار می گیرد . پس در اوج مراقبه است که منیّت محو می گردد و آنکه به ذهن خالی از منیّت توجّه دارد ، (( آگاهی )) است که  از دل سرچشمه گرفته و ذهن را روشن        می کند . در گفتاری دیگر حقّ مطلب چنین ادا می گردد : ترکیب مخلوط دو چیز است با هم و حلول وارد شدن چیزی در چیز دیگر ،  امّا در عشق حقیقی عاشق را وصفی باقی نماند و چون آهن گداخته ای است ، ضمن اینکه از آهن بودن بودن خارج نشده تمام اوصاف آتش بر او چیره می گردد و چنین است انسان عاشق الّله ، در حالیکه از انسان بودن خارج نشده ، تمام اوصاف الّله بر او چیره می گردد . دست او دست خدا و زبانش زبان خداست و ...  . در حقیقّت فنا فی الّله و مستغرق در غنی بالذات است و از دیدگاه یوگا این نهایت سامادهی است که همان مقام " ست چیت آناندا " است .

ست (Sat  ) : به معنای جاودانه و همیشگی بودن ، بیکران بودن

چیت (Chit ) : به معنای آگاهی مطلق ، دانش بیکران

آناندا (Ananda ) : به معنای شور و شعف ، وجد ، سرور ، هر لحظه نو شونده

می باشد .
+ نوشته شده توسط علی اصغرشاهرضائی در چهارشنبه 9 شهریور1390 و ساعت 3:19 PM |

 

          از شیشه بی می ٬ می بی شیشه طلب کن 

                                                         حق را ز دل خالی از اندیشه طلب کن

پیام آور راستیها ٬ حضرت محمد(ص) فرمود : اطلب العلم و لو کان بالصین ( طلب علم

کنید اگر چه در کشور چین باشد.)

 

ما از آن رو رنج می بریم که در نادانی زندگی می کنیم و از سرشت حقیقی مان بی

 

خبریم ٬ سرشت حقیقی ما ٬ شور ٬ شوق ٬ شعف و آن آگاهی مطلق است که به

 

هر چه در آفرینش هست جان می بخشد. تنها آنگاه به رضایت خواهیم رسید که

 

سرشت راستیمان را دریابیم و این مهم حاصل نگردد مگر با عبور از محیط ذهن محدود

 

خودمحور. در راستای داشتن ذهن خاموش که زمینه ساز جان آرام یافته است

 

سفرها باید کرد . لازمه چنین سفری بردباری و ثبات قدم است و الا رهرو را میل به

 

چیزهای بی مقدار افتد و غول بیابانش بفریبد.جست و جوی مسیر چنین سفری از

 

هنگام سپیده زدن آرزو در انسان بااو بود و احساس دوری از چنین سرشتی عامل

 

نارضایی بنیادین وی شد و این عارضه زمینه ساز تلاشی جانانه و بی وقفه برای

 

رسیدن به تمامی اصول و مبا نی فلسفی و عقیدتی او گردید٬ در این راستا است که

 

هر قومی نقلی از ره یافتگان می آورد.گرچه کلام این ره یافتگان و اسطوره های

 

زمانها و مکانهای مختلف ٬ بظاهر متفاوت می نماید ٬ اما جان کلام در کردار یکی بیش

 

نیست و آن شناخت خود است از ناخود ٬ که چنین آرزویی در عمق نهاد هر موجود

 

نهاده شده است.

 

مسلما در طی این طریق رهرو را چالشهای هول انگیزی است ٬ اما آنکه خود را به

 

جهت رسیدن به یگانه هدفش وقف راه کند٬ در نهایت می شود " هدف" . اکنون

 

مسافر به کمال رسیده٬ می تواند بازگردد و زندگی کند و سرمشق و الهام بخش

 

تمام کسانی باشد که همچنان باید جست و جو را به فرجام کمال برسانند و چنین

 

است حکایت یوگا.یوگا طریقی است که رهرو را به بازیافت وجود و وحدانیت فراموش

 

شده اش می رساند. آنگاه رهرو ملقب می گردد به یوگی و توانمند به یوگا تراپی.
                                                                           

                                                              باشگاه یوگای وحدت-شاهرضایی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی اصغرشاهرضائی در شنبه 22 مرداد1390 و ساعت 7:50 AM |




+ نوشته شده توسط علی اصغرشاهرضائی در جمعه 13 اردیبهشت1387 و ساعت 1:38 AM |
پیکرهٔ شیوا(نام یکی از خدایان هند) که در حال تعمق(مدیتیشن) یوگا است.
پیکرهٔ شیوا(نام یکی از خدایان هند) که در حال تعمق(مدیتیشن) یوگا است.

 
+ نوشته شده توسط علی اصغرشاهرضائی در جمعه 13 اردیبهشت1387 و ساعت 1:26 AM |